چشیدن، یک حس اجتماعی

این مقاله به معنای دیدن سلیقه به عنوان یک احساس اجتماعی است ، به معنای یک فعالیت مربوط به زمینه فرهنگی اجتماعی ، نه به عنوان یک مسئله فردی از بازتاب داخلی. گرچه فرهنگ در علم چشایی به عنوان یک پارامتر تأثیرگذار شناخته شده است ، اما اغلب از آن به عنوان جعبه سیاه یاد می شود ، و آن را برای تعیین دقیق تأثیر فرهنگ بر طعم ، و برعکس ، باز می گذارد و اغلب طعم دهنده را به عنوان یک دریافت کننده منفعل از عوامل مختلف نشان می دهد مربوط به غذاهای محلی و سنت های آشپزی است.

با جلب توجه از سلیقه به عنوان یک محرک فیزیولوژیکی – پاسخ افراد به چشیدن به عنوان یک فعالیت فرهنگی مشترک ، می توان چشنده را به عنوان یک بازیگر بازتابنده که ارتباط برقرار می کند ، انجام می دهد ، دستکاری می کند ، احساس می کند ، تغییر می دهد و مزه را نشان می دهد – به جای انفعال تجربه خاصی از غذا را درک می کند.

این مقاله این رویکرد انسان شناختی را برای چشیدن طعم و مفهوم برخی از پیامدهای روش شناختی آن ارائه می دهد: نقشه برداری از استراتژی های مختلف به اشتراک گذاری تجربه غذا خوردن و توجه به زمینه این شیوه های چشایی.

پیشنهاد شده است که فعالیتهای مختلف طعم را می توان از طریق همان لنز نظری ، یعنی به عنوان روشهای اشتراکی که درک فرهنگی معنای طعم را ایجاد و حفظ می کند ، تجزیه و تحلیل کرد.

چشیدن به عنوان یک حس اجتماعی

با هم غذا می خوریم. اگرچه یک نگرانی مداوم از بین رفتن جامعه غذا وجود دارد ، این بیشتر یک افسانه است تا واقعیت. متغیرها هنوز در بین فرهنگ ها بسیار ارزشمند هستند ، حتی اگر این ارزش به طور متفاوتی توزیع شود. اما بیان اینکه غذا خوردن یک فعالیت اجتماعی است ، به خودی خود توضیح نمی دهد که چطور سلیقه اجتماعی می شود یا فرهنگ سلیقه می شود.

از آنجایی که ماده اصلی غذایی که در آن به اشتراک می گذارید نیست ، اما آنچه را که در دهان می گذارید ، می جوید ، می بلعید و درک می کنید ، فردی است.

این می تواند به این استدلال منجر شود که تجزیه و تحلیل طعم و مزه به عنوان یک پدیده فرهنگی ، اولیه ، کشف چگونگی تفسیر افراد از معانی نمادین غذا ، به عنوان مثال. قضاوت زیبایی شناختی کیفیت به روش کانتی ، یا چگونگی تفسیر غذاخورها از تابوهای غذا ، تعاریف و طرح های فرهنگی قوانین غذایی مربوط به فرهنگ های مختلف.

اما هنوز یک حلقه گمشده در توضیح چگونگی تبدیل این نماد به یک عادت یا ترجیح خاص طعم وجود دارد. پیر بوردیو ، جامعه شناس فرانسوی ، با تأکید بر لزوم تمرکز نه تنها بر ایده ها و مدل های گفتاری بلکه بر روی تمرین ، سهم تأثیرگذاری در این امر دارد.

وی ترجیحات چشایی (هم قضاوت های زیبایی شناختی و هم انتخاب مواد غذایی / انواع دیگر مصرف) را که به توزیع سرمایه فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی و یادگیری این ترجیحات به عنوان یک نتیجه از عمل اجتماعی مرتبط است ، توضیح می دهد.

وی معتقد است که این عمل باعث ایجاد یک عادت می شود که انتخاب های ما را کم و بیش ناخودآگاه هدایت می کند. اما این ما را با یک بازیگر نسبتاً منفعل روبرو می کند و ما را قادر نمی سازد تا مطالعه کنیم که چگونه می توان تنظیمات چشایی را تغییر داد.

با این وجود این ما را تشویق می کند که ذائقه را به عنوان یک حس اجتماعی ، به عنوان یک قضاوت مشترک ، که با انجام فعالانه سلیقه و نه به طور منفعلانه از فرهنگ “به ارث می برد” ، بیاموزیم.

اگر مقاله برای شما مفید است ، آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

منبع:

https://flavourjournal.biomedcentral.com/articles/10.1186/2044-7248-4-6

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست